السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
108
تفسير الميزان ( فارسي )
پاسخى ندادند ، و جز گريختن ، و خود پنهان كردن ، عكس العملى نشان ندادند ، هم چنان كه خود قرآن در اين باره مىفرمايد : ( أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ ، لِيَسْتَخْفُوا مِنْه ، أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيابَهُمْ ، يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَما يُعْلِنُونَ ، متوجه باشيد ، كه ايشان شانه خالى مىكنند ، تا آرام آرام خود را بيرون كشيده ، پنهان كنند ، بايد بدانند كه در همان حالى كه لباس خود بر سر مىافكنند ، كه كسى ايشان را نشناسد ، خدا ميداند كه چه اظهار مىكنند ، و چه پنهان ميدارند ) « 1 » . از طول مدت اين تحدى ، در عصر نزولش كه بگذريم ، در مدت چهارده قرن هم كه از عمر نزول قرآن گذشته ، كسى نتوانسته كتابى نظير آن بياورد ، و حد اقل كسى اين معنا را در خور قدرت خود نديده ، و اگر هم كسى در اين صدد بر آمده ، خود را رسوا و مفتضح ساخته . تاريخ ، بعضى از اين معارضات و مناقشات را ضبط كرده ، مثلا يكى از كسانى كه با قرآن معارضه كردهاند ، مسيلمه كذاب بوده ، كه در مقام معارضه با سوره فيل بر آمده ، و تاريخ سخنانش را ضبط كرده ، كه گفته است : ( الفيل ، ما الفيل ، و ما ادريك ما الفيل ، له ذنب و بيل ، و خرطوم طويل ، فيل چيست فيل ، و چه ميدانى كه چيست فيل ، دمى دارد سخت و وبيل ، و خرطومى طويل ) . و در كلامى كه خطاب به سجاح ( زنى كه دعوى پيغمبرى مىكرد ) گفته : ( فنولجه فيكن ايلاجا ، و نخرجه منكن اخراجا ، آن را در شما زنان فرو مىكنيم ، چه فرو كردنى ، و سپس بيرون مىآوريم ، چه بيرون كردنى ) ، حال شما خواننده عزيز خودت در اين هذيانها دقت كن ، و عبرت بگيرد . بعضى از نصارى كه خواسته است با سوره فاتحه ( سرشار از معارف ) معارضه كند ، چنين گفته : ( الحمد للرحمان ، رب الاكوان ، الملك الديان لك العبادة ، و بك المستعان ، اهدنا صراط الايمان ، سپاس براى رحمان ، پروردگار كونها ، و پادشاه دين ساز ، عبادت تو را باد ، و استعانت به تو ، ما را بسوى صراط ايمان هدايت فرما ) و از اين قبيل رطب و يابسهاى ديگر . حال ممكن است بگويى : اصلا معناى معجزه بودن كلام را نفهميدم ، براى اينكه كلام ساخته قريحه خود انسان است ، چطور ممكن است از قريحه انسان چيزى ترشح كند ، كه خود انسان از درك آن عاجز بماند ؟ و براى خود او معجزه باشد ؟ با اينكه فاعل ، اقواى از فعل خويش ، و منشا اثر ، محيط باثر خويش است ، و بعبارتى ديگر ، اين انسان بود كه كلمات را براى معانى وضع كرد ، و قرار گذاشت كه فلان كلمه به معناى فلان چيز باشد ، تا به اين وسيله انسان اجتماعى بتواند مقاصد خود را به ديگران تفهيم نموده ، و مقاصد ديگران را بفهمد .
--> 1 - سوره هود آيه 5